محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )

108

مناقب مرتضوى ( فارسي )

آنچه نمىدانند ؟ گفتم : تو اختيار كن به درستى كه برگزيدهء تو برگزيدهء من است . فرمود : اختيار كردم براى تو على را ، پس تو هم فراگير او را براى نفس خود خليفه و وصى . و او نخل علم و حكمت‌هاى من و امير مؤمنان است بر حق . نرسيده است آن امارت 6981224 خ 0 20 خ را هيچ يكى قبل از وى و بعد از وى . اى محمّد ، على علم هدايت و امام مطيعان و نور اولياى من است و او كلمه‌اى است كه لازم كرده‌ام متّقيان را هركه او را دوست دارد به تحقيق دوست داشت مرا و هركه او را دشمن داشت به تحقيق دشمن داشت مرا . پس بشارت ده اى محمّد ، على را بدين كرامت . گفتم : خدايا ، بشارت دهم على را ؛ [ بشارت دهم على را ] . » منقبت : قال النّبى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « قال اللّه تعالى فى ليلة المعراج من يحبّ من الخلق يا محمّد ؟ فقلت : عليّا . فقال : التفت الى يسارك فالتفت فاذا علىّ من يسارى قائم . » ترجمه : در بحر المعارف و خلاصة المناقب مسطور است كه رسول گفت : « در شب معراج فرمود به من خداى تعالى كه : اى محمّد ، كه را دوست مىدارى از خلايق ؟ گفتم : على را . پس گفت : بنگر به جانب چپ خود ، ديدم على ايستاده . » منقبت : قال النّبى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « انّ اللّه تعالى خاطبنى ليلة المعراج بلغة علىّ . قلت : يا ربّ ، انت خاطبنى ام علىّ ؟ قال : يا محمّد ، انا شىء لست كالاشياء اقاس بالنّاس و اوصف بالنّاس و اوصف بالشّبهات خلقتك من نورى و خلقت عليّا من نورك فاطّلعت على سراير قلبك فلم اجد فى قلبك احدا احبّ اليك من علىّ بن ابى طالب فخاطبتك بلغته و لسانه ليطمئن قلبك . » ترجمه : در مناقب خطيب و بحر المناقب و خلاصة المناقب مسطور است كه رسول گفت : « به درستى كه اللّه تعالى خطاب كرد مرا شب معراج به زبان على . من گفتم : يا رب ، تو خطاب كردى با من يا على ؟ فرمود : اى محمّد ، نه موجودم همچو اشيا كه قياس كرده شوم به فكر آدميان يا وصف كرده شوم به تشبيهات ؛ آفريدم تو را از نور خود و على را از نور تو و من مطّلعم بر اسرار دل تو . پس نيافتم نزد تو كسى را دوست‌تر از على ، از اين جهت به لغت و زبان او با تو سخن گفتم تا دل تو آرام گيرد و مؤانست